حسين بن حسن خوارزمي
528
شرح فصوص الحكم
باشد . و هر كه تحصيل اين به نظر و برهان كند از وراى ستور حجب با وجود آن كه شمس حقيقت طالع شده و يوم كشف الهى لايح گشته ، و صاحبش به وجود عين محمّديه در اين نشأت دنياويه ظهور يافته و تا آخر اين روز در حجاب بماند كه آن روز مقدار « ألف سنة » « 97 » است ، او ناعس باشد . يعنى اين يوم را به نوم غفلت به آخر رسانيده باشد . قال رسول الله - صلَّى الله عليه و سلَّم - : « النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا » . فيرى الذي قد قلته رؤيا تدل على النّفس يعنى : نايم مىبيند آن چه تقرير كرده شد و اشارت بدان پيوست از نفس رحمانى و آثارش به نظر عقلانى ، چنان كه نائمى رؤيائى بيند كه تعبير او نفس مذكور باشد . و تشبيه حال ناظر به نظر عقل به نائم ، و تشبيه مدرك او به خوابى كه حاجت به تعبير دارد ، از براى آنست كه بينندهء صورتى در نوم ، ادراك مىكند معنى را از « 98 » وراى حجاب آن صورت متجسّده ، و گاه حقيقت مرئى را مىداند و گاهى نه . و حال صاحب نظر نيز كه حكم به عقل خويش مىكند بر آن چه از وراى حجاب ادراك مىنمايد ، بعينه همچنين است كه گاهى از آن مدركات به رب خود از روى يقين راه مىبرد و گاهى نه ، لا جرم او به منزلهء نائم است و مدرك او به مثابهء خوابى كه به تعبير محتاج است . پس به حكم حديث « النّاس نيام فإذا ماتوا انتبهوا » هر چه ظاهر مىشود در حس ، مثل آنست كه ظاهر مىشود در نوم . و مردم از آن حقايق و معانى كه صور ظاهره بر آن مشتمل است ، غافلند . بيت : ماهى صفت ار چه گوش داريم كريم بگشاده چو دام چشمها بىبصريم بيدارى ما و خواب ما هر دو يكى است چون ما ز صور ره به حقايق نبريم پس همچنان كه معبّر دانا مر او را مىداند [ 217 - ر ] از صورى كه مرئى است در نوم ، همچنان عارف حقايق امور مىداند مر او را صورى كه ظاهر است در حس ، از آن كه هر چه در حس ظاهر مىشود صورت چيزى است كه در عالم مثالى است ، و آن چه
--> « 97 » قسمى از آيه هاى 96 س 2 ، 24 س 29 ، 5 س 32 . « 98 » قا : معنى را كه از .